اینآخر هفته لندن رفتیم برای همراهی کردن دوستانی که عزیزی را در غربت به خاک می سپردند.
گورستان زیبایی بود با درختهایی بیاندازه بزرگ!
ایستاده بودیم تا دعاها خوانده شوند .باد سردی میوزید .صورتم روتوی شالی که از ایران برایم فرستاده بودند قایم کردم.
زیر پاهام نگاهم به فرفره ای پلاستیکی با زنبوری در مرکزش افتاد .که در باد می چرخید. یک دسته غنچه گل رز قرمزپایین فرفره در حال خشک شدن بودند.روی تابلوی مرمری خاکستری ، اعداد نشون میداد صاحبش فقط یازده روز دراین دنیا نفس کشیده بود، فقط یازده روز، بیشتر سردم شد .
بعد از مراسم وقتی که قصد برگشت به شهرمون رو داشتیم ، از فینچلی سنتر که پر از مغازه های ایرانی هست رد شدیم اکثرشون پرچم شیرخورشیدووعکس پسر شاه رو پشت شیشه چسبونده بودند
از یک افغان مارکت توت خشک و بادومدرختیخریدیم .
ایران جوجه ی مرغمون که با کمک من طی دوروزمراقبت وگرم نگهداشتن در پنجم مِی به دنیا اومده بود حالا بالهاو دم کوچیکش رشد کرده و در باغ دنبال مادرش چابک میدوه و کرمهای گنده ایکهمامان مرغه پیدا میکنه با اشتها میخوره.
رزهای حیاط بیشترشون باز شدند اسطوخودوس های حیاط غنچه هاش نیمه باز هستند هنوز .
هفته ای میشه هیچ نوع گلدوزی یا قلاب بافی ای انجام ندادم ،
یه بلوز راه راه آبی سفید شبیه پیرهن آکسفوردها از یونیکلو خریدم .
از رستوران کره ای چیکن تریاکی سفارشدادم ،
با بعضی ها در ایران حرف زدم که با خرید کانفیگ وصل شده بودند هفتصد وهشتاد هزارتومان برای سه گیک اینترنت 😩
همه چی در بدترین حالتش هست و گیج ومنگ هستند .
چند روزیه متوجه شدم چندتا از موهای دماغم سفید شده تعجب کردم
انتظار داشتم ابروهام بعد از موهام بیشتر سفید بشن نه موی دماغم 😩😆
و همه اش فکر میکنمبه اینکه سن بالاها یا بالای پنجاه ساله های اطرافم کم کاری کردند در توصیف احوالات جدید این سنین .
اینکه چه تغییراتی در یائسگی و نزدیکیائسگی تجربه میکنند ، مثلا یکیش : یبوست
از هر کی که بالای پنجاه بود می پرسم این مشکل روداره
یکی از علتهاش یائسگی هست!
اینجوریه که اگه قبل از پنجاه سالگیت در انجام کاری خرابکاری میکنی و یا خوب پیش نمیره و ناراحت میشی ، به خوذت یا بقیه میگی: یعنی ر ی دما ، به معنای واقعی ر ی د م و دیگه روز یا روزهات خراب میشه، وحالت خوب نیست. اماااا امااااا
بعد از پنجاه اینجوریه که صبح میگی: آخیش امروز روز خوبی خواهد بود چون : «ببخشید » ر ی د م! 😩😆
بله خیلی موضوع مهمی هست ! خسته شدم از بس انجیر خشک خیسوندم توی آب و صبح ها خوردمش
از بسته بسته آلو خشک که شاید تاثیر بذاره ،
دیروز یک زخم خورده گفت : آلوهای فروشگاه «لیدل » بهدرد نمیخوره طبق گفته اش رفتم از فروشگاه «هلند اَند بَرِت »آلوخشک ارگانیک خریدم وامید بستم بهش 😂
خلاصه خل شدم رفت😆😩
تازگی هاعجیب همه اش خوابممیاد غروب میشه حالت منگ و خواب آلود دارم انگار چهارتا مسکن باهم خوردم بعد میخزم توی تخت و نهایت وسط یه فیلم میخوابم تا ساعت سه نیمه شب!
بعد پامیشم خوابم نمی بره تا پنج صبح واقعا زجرآوره
دیگه باید برم
تا بعد